استاد عباس شهریاری سنگسری

در انتظار مهدی (عج)
همه شـب در انتظارم
نظـری بـه من نمـایـی
کـه شـود محبّـت تـو
بـه فقیـر بــي پنـاهـی
همـه شب غـم نهـانم
که بسوزد جسم و جانم
که نگنجـد در کلامـم
نـه زبــان بـی زبـانــی
همه شب به کنج خلوت
بنشینـــم در دل شـب
که تـو یـا زِ در درآیـی
یـا رسـد ز تـو پیـامـی
همه شب وضـو نمایـم
ز سـرشک دیـده و دل
که کنـم نمـاز شـب را
سـر شب بـه صبحگاهی
همه شب به شوق دیدن
بـه وصـال تـو رسیـدن
کـه امیـد دارد عبـاس
بـه شفـاعتـش بیـایـی